خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایشهمه مهرست و دلداری همه عیش است و آسایش
۲
هر آنچ از فقر کار آید به باغ جان به بار آیدبه ما از شهریار آید و باقی جمله آرایش
۳
همه دیدست در راهش همه صدرست درگاهشوگر تن هست در کاهش ببین جان را تو افزایش
۴
ببین تو لطف پاکی را امیر سهمناکی راکه او یک مشت خاکی را کند در لامکان جایش
صفحهٔ ۱ از ۳