شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست بس نیست؟ این قدر که سرم خاک پای توست
۲
با آنکه رفته در سر مهر تو، جان من جانم هنوز، بر سر مهر و وفای توست
۳
پرداختیم، گوشه خاطر، ز غیر دوست کین گوشه، خلوتی است که خاص، از برای توست
۴
ای غم وثاق اوست دلم، گرد او مگرد جایی که جای فکر نباشد، چه جای توست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth