خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو خواند، با تو خود را راست، اما راست نیست سرو را این حسن و زیبایی که قدت راست نیست
۲
راستی را سرو بس رعناست اما این که باد در سر افکندست، یعنی با تو هم بالاست نیست
۳
قصد جانم میکنی، من خود، فدایت میکنم گر تو پنداری، که تقصیری که هست، از ماست نیست
صفحهٔ ۱ از ۱