شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیمار غمت را به جز از صبر دوا نیست صبرست دوای من و دردا که مرا نیست
۲
از هیچ طرف راه ندارم که ز زلفت بر هیچ طرف نیست که دامی ز بلا نیست
۳
عشق است میان دل و جان من و بی‌ عشق حقا که میان دل و جان هیچ صفا نیست
۴
زاهد دهدم توبه ز روی تو زهی روی هیچش ز خدا شرم و ز روی تو حیا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth