شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو را، پیش قدت، منصب بالایی نیست ماه را، با رخ تو، دعوی زیبایی نیست
۲
هر که بیند، گل روی تو و عاشق نشود همچو نرگس، مگرش دیده بینایی نیست
۳
امشب از چشم تو مستم، مدهم، می ساقی که مرا طاقت، درد سر فردایی نیست
۴
گرچه آتش دهن و تیز زبانم چون شمع در حضور تو مرا، قوت گویایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth