خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند گویم در فراقت کآبم از سر گذشت؟شد به پایان عمر و پایانی ندارد سرگذشت
۲
چون نویسم کز فراقت بر سر کلکم چه رفت باز سودایت چو بر طومار و بر دفتر گذشت
۳
جانم آمد بر لب و کشتیش، بر خشک اوفتاد آه من تا بحر نیلی رفت و زان برتر گذشت
۴
هر خدنگی کآمد از مشکین کمان ابروت در دل مسکین من، پیمان بماند و سرگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲