خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن پری چهره که ما را نگران میدارد چشم با ما و نظر، با دگران میدارد
۲
زیر لب میدهم وعده، که کامت بدهم غالب آن است که ما را به زبان، میدارد
۳
دوش گفتم که غمت، جان مرا داد به باد گفت ای ساده، هنوزت غم جان میدارد
۴
رایگان، چون سر و زر در قدمش، میبازم سر چرا بر من شوریده، گران میدارد؟
صفحهٔ ۱ از ۲