خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدشبس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش
۲
در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشستهر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش
۳
آن دولت عالم را وان جنت خرم راکز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش
۴
آن باده همیجوشد وز خلق همیپوشدتا روی شود از وی خمار بشوریدش
صفحهٔ ۱ از ۲