شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک چشم تو، که با تیر و کمان می‌گرددبنشان کرده دلی، از پی آن می‌گردد
۲
هر که سر گشته چوگان سر زلف تو شد به سر کوی تو، چون گوی، بجان می‌گردد
۳
آنکه پرسید نشان تو و نام تو شنید در پی وصل تو، بی نام و نشان می‌گردد
۴
ما کجا در تو توانیم رسیدن که فلک در پیت بی سر و پا، گرد جهان، می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth