خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد آب جمال رویت، ز آتش، فغان برآرد
۲
آبی بر آتشم زن، زان پیشتر، که ناگه خاک مرا هوایت، باد از میان، برآرد
۳
بر هر زمین که افتد، از قامت تو سایه تا دامن قیامت، آن خاک جان برآرد
۴
مثلث فلک نبیند، با صد هزار دیده چند آنچه دیدهها را، گرد جهان برآرد
صفحهٔ ۱ از ۲