شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک آن بادم که از خاک درت بویی بردگَرد آن خاکم که باد از کوی مهرویی برد
۲
از هواداری به جان جویم نسیم صبح راتا سلامی از من بیدل، به دلجویی برد
۳
چون ز هر سویی نشانی می‌دهندش، می‌دهمخاک خود بر باد تا هر ذره‌ای سویی برد
۴
با سر زلفت مرا سربسته رازی هست از آندم نمی‌یارم زدن، ترسم صبا بویی برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth