خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کردهر وعده که آنم به جفا داد، وفا کرد
۲
مهر تو بر آیینه دل پرتوی انداختماننده ماه نوم انگشت نما کرد
۳
هر جور که دیدم ز جهان، جمله جفا بوداین بود جفایش که مرا از تو جدا کرد
۴
مسکین سر زلفت که صبا رفت و کشیدشبر بویش اگر مست نگشت از چه رها کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۳