خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کردخاطر غمگین او را شاد میبایست کرد
۲
عهدها کردی که آخر هیچ بنیادی نداشتروز اول کار بر بنیاد میبایست کرد
۳
داد من یک روز میبایست دادن بعد از آنهرچه میشایست از بیداد، میبایست کرد
۴
اشک من از مردم چشمم بزاد آخر تو رارحمتی بر اشک مردم زاد میبایست کرد
صفحهٔ ۱ از ۲