شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لطف جانبخش تو جانم ز عدم باز آورددل آزرده ما را به کرم باز آورد
۲
خاک آن پیک مبارک دم صاحب قدممکه دلم هم به دم و هم به قدم باز آورد
۳
هر سیاهی که شبان خط و خالت با منکرد انصاف که لطفت بقلم باز آورد
۴
می‌کنم خون جگر نوش به شادی لبتکه به یک جرعه مرا از همه غم، باز آورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth