شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر این درد دل من به دوایی برسدعاقبت ناله شبگیر بجایی برسد
۲
آخر این سینه دلگیر غم آباد مراروزی از روزنه غیب صفایی برسد
۳
بر درت شب همه شب یاوه در آنم چو جرستا بگوشم مگر آواز درآیی برسد
۴
بجز از عمر چه شاید که نثار تو کنم؟که به عمری چو تو شاهی به گدایی برسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth