خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل فردوس چه باشد که به روی تو رسدیا نسیمش که به خاک سر کوی تو رسد
۲
از خط سبز تو در آتشم ای آب حیات!رشکم آید که خضر بر لب جوی تو رسد
۳
ز آفتابم شده در تاب که در روی تو تافتتاب خورشید چه باشد که به روی تو رسد؟
۴
چشم بد دور ز روی تو و خود چشم بدانحیف باشد که بدان روی نکوی تو رسد
صفحهٔ ۱ از ۳