شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی که شیفته یار دلربا باشدهمیشه زار و پریشان و مبتلا باشد
۲
بلی عجب نبود گر بود پریشان حالگدا که در طلب وصل پادشا باشد
۳
بهانه تو رقیب است و نیست این مسموعرقیب را چه محل گر تو را رضا باشد
۴
جفای دشمن و جور رقیب و طعنه خلقخوش است بر دل اگر دوست را وفا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth