شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشدحاش لله که مرا از تو شکایت باشد!
۲
جور معشوق همه وقت نباشد ز عتابوقت باشد که خود از عین عنایت باشد
۳
من نه آنم که شکایت کنم از دست کسیخاصه از دست تو، حاشا چه شکایت باشد؟
۴
پادشاهی چه عجب گر ز تو درویشان رانظر مرحمت و چشم رعایت باشد!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth