شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنمی اگر جفایی کند آن جفا نباشدز صنم جفا چه جویی که درو وفا نباشد؟
۲
ز حبیب خود شنیدم که به نزد ما جمادیبه از آن وجود باشد که درو هوا نباشد
۳
چو به حسرت گلت گل، شوم از گلم گیاهیندمد که بوی مهر تو در آن گیا نباشد
۴
ز خمار سر گرانم، قدحی بیار ساقیکه از آن مصدعی را به ازین دوا نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth