خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستور در ایام تو معذور نباشدهر چند که این ممکن و مقدور نباشد
۲
ماقوت رفتار نداریم، اگر یارنزدیکتر آید، قدمی دور نباشد
۳
مست می او گرد که مرد ره او رااول صفت آنست که مستور نباشد
۴
بیسر و قدت کار طرب راست نگرددبیشمع رخت عیش مرا نور نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲