خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که چون تو پری چهره دلبری باشد چگونه رای و تمنای دیگری باشد؟
۲
نه در حدیقه خوبی بود چنین سروی نه در سپهر نکویی چو تو خوری باشد
۳
نه ممکن است نبات خطت بر آن دال است که خوشتر از لب لعل تو شکری باشد
۴
خیال چشم و رخت تا بود برابر چشم گمان مبر که مرا خواب یا خوری باشد
صفحهٔ ۱ از ۳