خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد
۲
اگر سرم برود گو برو مراد از سر هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد
۳
دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد
۴
سرم برفت به سودای وصل، میدانم که این معامله با او به سر نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲