خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟یا مرا یکبارگی وصلش قلم در سر کشد
۲
اشک را کش من به خون پروردم اندازم ز چشم ناله را کز دل برون کردم به رغمم بر کشد
۳
کمترنیش بندهام بر دل کشیده داغ هجر گرچه او را دل به خون چون منی کمتر کشد
۴
بر امید آنکه باز آید ز در دامن کشان مردم چشمم بدامن هر شبی گوهر کشد
صفحهٔ ۱ از ۳