خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن جان عزیز نیست که در کار ما نشد و آن تن درست نیست که بیمار ما نشد
۲
دل گوشمال یافت ز سودای زلف او تا این سزا نیافت سزاوار ما نشد
۳
در آفتاب گردش از آن ذره برنخاست کو دید روی ما و هوادار ما نشد
۴
سودی ندید آن دل بیمایه کو بجان سودای ما نکرد خریدار ما نشد
صفحهٔ ۱ از ۳