شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌دانم که نی چون من چرا بسیار می‌نالد؟دمادم می‌زند یارش، ز دست یار می‌نالد
۲
نشسته بر ره بادست و بادش می‌زند هر دم از آن رو زرد و بیمارست و چون بیمار می‌نالد
۳
دمیدندش دمی در تن از آنرو روح می‌بخشد بریدندش زیار خود، از آنرو زار می‌نالد
۴
ز بیماری چنانش تن نحیف و زار می‌بینم که بر هر جا که انگشتش نهی صد بار می‌نالد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth