شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غوغای عشق دوشم، ناگاه بر سر آمد هم دل به غم فرو شد، هم جان به هم برآمد
۲
بر روی اهل عالم، بودیم بسته محکم درهای دل ندانم، عشق از کجا درآمد؟
۳
از زلف او کشیده راهیست در دل من وز دل دریست تا جان، عشقش از آن درآمد
۴
یار آشناست اما نشناخت هر کس او را زیرا که هر زمانی، بر شکل دیگر آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth