شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان چو بشنید که آن جان جهان باز آمد از سر راه عدم رقص کنان باز آمد
۲
ای دل رفته ز پیش من و آزرده به جان لطف کن با من و باز آی که جان باز آمد
۳
صبح اقبال من از کوه امل سر بر زد بخت بیدار من از خواب گران باز آمد
۴
رفت و می‌گفت که ‌آیم ز درت روزی بازهر چه او گفت ازین باب بدان باز آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth