خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که قصه درد مرا نمیداندز لوح چهره من یک به یک فرو خواند
۲
حدیث شوق به طومار گر فرو خوانمبجان دوست که طومار سر بپیچاند
۳
بیا که مردم چشمم سرشک گلگون رابه جست و جوی تو هر سو چو آب میراند
۴
نگویمت: به تو میماند از عزیزی عمرکه عمر اگرچه عزیز است، هم نمیماند
صفحهٔ ۱ از ۲