شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر می‌کندسوزش اندر هر سری سودای دیگر می‌کند
۲
با کمال خویشتن بینی، نمی‌دانم چرا؟هر زمان آیینه را با خود برابر می‌کند
۳
صورت ماهیت رویش نمی‌بیند کسیهر کسی با خویشتن نقشی مصور می‌کند
۴
جان همی سوزد مرا چون عود و از انفاس منبوی جان می‌آید و مجلس معطر می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth