خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی زلف او دماغ جان معطر میکندیاد روی او چراغ دل منور میکند
۲
یک جهان دیوانه در زنجیر دارد زلف اوکه به سر خود هریکی سودای دیگر میکند
۳
صورت ماهیت رویش نبیند هر کسیهر کسی با خویشتن نقشی مصور میکند
۴
سینهام بر آتش است و دم نمییارم زدنز آنکه گر لب میگشایم شعله سر بر میکند
صفحهٔ ۱ از ۲