خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاه در مصطبه دردی کش رندم خوانند گاه در خانقهم صوفی صافی دانند
۲
تو مرانم ز در خویش و رها کن صنما تا به هر نام که خواهند مرا میخوانند
۳
باد پایان سخن کی به صفای تو رسد؟گرچه روز و شبشان اهل سخن میرانند
۴
با غم عشق تو گودین برو و عقل ممان عقل و دین هر دو به عشق تو کجا میمانند
صفحهٔ ۱ از ۳