خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خام خم را ز لبت، رنگ اگر وام کنند زاهدان نیز در آن خم طمع خام کنند
۲
چون برد لعل تو از جام تنم جان کهن ساقیان جان نو آرند و در آن جام کنند
۳
عاشقان جان ز پی مصلحتی میخواهند تا نثار قد و بالای دلارام کنند
۴
شاهدان را همگی زلف نهادن بر روی غرض آن است که صبح چو منی شام کنند
صفحهٔ ۱ از ۳