خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اهل دل را به خرابات مغان ره ندهند رخت تن را به سراپرده جان ره ندهند
۲
سخن پیر مغان است که در دیر کسی که سبک در نکشد رطل گران ره ندهند
۳
خارج از هر دو جهان است خرابات آنجا تا مجرد نشوی از دو جهان ره ندهند
۴
ادب آن است که هر دل که بود منزل یار هیچ اندیشه اغیار بدان ره ندهند
صفحهٔ ۱ از ۲