خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال زلف تو چشمم به خواب میبیند دلم ز شمع جمال تو تاب میبیند
۲
کسی که چشمه آب حیات لعل تو دید برون از آن همه عالم سراب میبیند
۳
به غیر عشق تو در دیده هر چه میآید نظر معاینه نقشش بر آب میبیند
۴
ندیم چشمم از آن است چشم مخمورت که در زجاجی چشمم شراب میبیند
صفحهٔ ۱ از ۲