شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سرو بین که باز چه رعنا همی رودمی‌آید او و عقل من از جا همی رود
۲
حوریست بی‌رقیب که از روضه می‌چمدجانیست نازنین که به تنها همی رود
۳
از زنگبار زلف پراکنده لشگریبر خویش جمع کرده به یغما همی رود
۴
ما را اگر چه ساخت به خواری چو خاک راهشکرانه می‌دهیم که بر ما همی رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth