شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟یا به عشق تو مجرد ز علایق نشود؟
۲
با تو دارم ز ازل سابقه عشق ولیکار بخت است و عنایت به سوابق نشود
۳
در سرم هست که خاک کف پای تو شوممن بر اینم، مگرم بخت موافق نشود
۴
شعله آتش دل، سر به فلک باز نهاددارم امید که دودش به تو لاحق نشود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth