شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز وصل او نشان بی‌نشانی می‌دهدجان به دیدارش امید آن جهانی می‌هد
۲
جوهر فر دهانش طالب دیدار رابر زبان جان جواب « لن ترانی» می‌دهد
۳
جز سرشک لاله رنگم در نمی‌آید به چشمکو نشانی زان عذار ارغوانی می‌دهد
۴
دیده بر راه صبا دارم که از خاک رهشمی‌رسد وز گرد راهم ارمغانی می‌دهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth