خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار دل میجوید و عاشق روانی میدهدچون کند مسکین در افتادست و جانی میدهد؟
۲
چون نمیافتد به دستش آستین وصل دوستبر در او بوسهای بر آستانی میدهد
۳
گفت: لعلت میدهم کام دلت، باری مراگر نمیبخشد لبت کامی، زبانی میدهد
۴
با وصالش میتوانم جاودان خوش زیستنگر فراق او مرا یکدم امانی می دهد
صفحهٔ ۱ از ۲