شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مانده یک ذره از آن دل که هوای تو گزیدلله الحمد که آن ذره به خورشید رسید
۲
این همان ذره خاکی هوادار شماستکه به جان، روز ازل، مهر شما می‌ورزید
۳
وین همان بلبل خوش گوست که در باغ وصالسالها بر گل رخسار شما می‌نالید
۴
روز رخسار تو شد در شب زلفت پیداصبحدم فاتحه‌ای خواند و بر آن روی دمید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth