خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما رقمی میکشیم، تا به چه خواهد کشیدما قدمی میزنیم، تا به چه خواهد رسید
۲
قبله و مذهب بسی است، یار یکی بیش نیستهر که دویی در میان دید یکی را دو دید
۳
کفر سر زلف توست، قبله آتش پرستدید رخت کاتشی است، آتش از آن رو گزید
۴
من ز جهان بگذرم، وز تو نخواهم گذشتور تو به تیغم زنی، از تو نخواهم برید
صفحهٔ ۱ از ۲