شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر من از میکده بویی شنیددست زد و جامه سراسر درید
۲
خرقه ازان شد که فرو شد به میخرقه صدپاره که خواهد خرید؟
۳
جان که غمش خورد و رسیدم به لبرفت دلم تا به چه خواهد رسید؟
۴
مشرب صافی حقیقت کسییافت که او دردی درش چشید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth