شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از توبه ریایی، کاری نمی‌گشاید وز ملک و پادشاهی، چیزی نمی‌فزاید
۲
در ملک فقر دارد، درویش پادشاهی قانع به هر چه باشد، راضی به هر چه آید
۳
دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمی‌زداید
۴
بردار برقع از رو، کایینه درونم جز صورت جمالت نقشی نمی‌نماید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth