شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون خاک شوم وز گل من خار برآید زان خار ببوی تو همه گل ببر آید
۲
از عمر بسی رفت و ندانم که چه باقی است وین نیز به هر نوع که باشد به سر آید
۳
هر جا که ز خاک سر کوی تو کنم یاد زان خاک همه خون دل و دیده برآید
۴
گر خاک سر کوی تو چون مشک ببویند زان خاک معطر همه بوی جگر آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth