شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالک راه تو را با مالک رضوان چه کار؟عابدان قبله را با کفر و با ایمان چه کار؟
۲
طالب درمان نه مرد کار درد عاشقی استدردمندان غمت را با غم درمان چه کار؟
۳
صحبت گل را و دل را، هر دو عالم واسطهوصل جانانست ورنی جسم را با جان چه کار؟
۴
چون زلیخای هوایت دامن جانم گرفتیوسف جان مرا در بند و در زندان چه کار؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth