شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در مسجد چه زنی اینک در میکده بازخیز مردانه قدم در نه و خود را در باز
۲
مست رو بر در میخانه که مستان خرابنکنند از پی هشیار در میکده باز
۳
تا به دردی قدح جامه نمازی نکنیچون صراحی نتوان پیش بتان برد نماز
۴
کشته عشق بتانیم، زهی عشرت و عیش!مفلس کوی مغانیم، زهی نعمت و ناز!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth