خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرسجان ما آنست، حال جان ما آنجا بپرس
۲
اندک اندک پیش رو، وآن جان بیمار مرازیر لب بسیار بسیار از زبان ما بپرس
۳
خفته است آن نرگس بیمار و ابرو بر سرشحال بیماران ز جان ناتوان ما بپرس
۴
انحرافی در مزاج مستقیم سرو ماستگوییا چون است سرو بوستان ما، بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲