شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون تحمل می‌کند تن صحبت پیراهنشچون کند افتاده است آن این زمان در گردنش؟
۲
دست در گردن گهی ار کرد با او یا که یافتجز ره پیراهن دولت زهی پیراهنش
۳
سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیستبیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش
۴
قوت صبرم چو کوهی بود از آن کاهی نماندبس که عشقش می‌دهد بر باد جو جو خرمنش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth