شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کند غارت صبر و دل و دین سودایشآنکه او هیچ ندارد، چه غم از یغمایش؟
۲
گر دل و جان من دلشده بودی بر جایکردمی در دل و جان جای چو بودی رایش
۳
رقم هستی من عاقبت از لوح وجودبرود لیک بماند اثر سودایش
۴
لایق ضرب محبت نبود هر قلبیکه ز اخلاص حکایت نکند سیمایش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth