خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد سری میدهد، عقل مشوش دماغکو ز قدح یک فروغ، وز همه عالم فراغ
۲
ای دم مشکین صبح، شمع سحر برفروزتا بنشاند دمی، باد دماغ چراغ
۳
مهر توام در دل است، مهر توام بر زبانشور توام در سر است، بوی توام در دماغ
۴
ناله رسول دل است، گر تو قبولش کنیور نکنی حاکمی، نیست بر و جز بلاغ
صفحهٔ ۱ از ۲