شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بی‌خور و خوابم به ابرویت که من پیوسته چون زلف تو در تابم
۲
به جان عاشقان، یعنی لبت کامد به لب جانم به خاک پای تو یعنی، سرم کز سر گذشت آبم
۳
به خاک کعبه کویت، به حق حلقه مویت که ممکن نیست کز روی تو هرگز روی بر تابم
۴
به عناب شکر بارت، کزان لب شربتی سازم که خود شربت نمی‌ریزد، به غیر از قند و عنابم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth